محمد رضا واليزاده معجزى

320

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

تحقيق پيوسته ، زمان عزيمت هليلان و ماهىدشت خواسته‌اند دست اندازى به مال و حال كسان والى نمايند . پسر والى هم به مقام دفاع و جلوگيرى برآمده ، همين‌قدر خودشان را حفظ نموده و حال اين‌كه لازم بود مقصرين آنها تماما دستگير و اموالشان را به يغما مىبرد . با اين‌كه مرقوم داشته بوديد به هيچ‌وجه به تهران زبان تظلم و شكايت نگشاده‌اند بيشتر بر حيرتم افزود . فرضا اگر به تهران هم اظهار كنند ، چه خواهند گفت و چه خواهند كرد ؟ حاكم به ولايت به منزله طبيب حاذقى است كه در هر جاى بدن عيبى ببيند فورا به دفع مرض و اصلاح بدن باى نحوا كان به موقع اجرا گذارده و از خطرات نيانديشد . مخلص هم به اقتضاى دولتخواهى و آقاپرستى ، خود را در هر امرى كه متضمن صلاح دولت و رعيت باشد ، [ مخير دانسته ] اقدام خواهم كرد و حفظ آبرو بر همه‌چيز ترجيح دارد ملاحظه عمرو و زيد را نخواهم كرد . اين هم كه جعفر قلى خان « 1 » بىجهت به واهمه افتاده و از مخلص منحرف شده ، از بابت شيطنت ، و سوءظنى است كه دارند و الا رسم مخلص نبوده و به هيچ وجهى به كس و كار مقصرين پيچيدگى و تعرض رسانم . مكرر به او پيغام داده بودم كه با تو كارى نيست . خودش به خطر افتاده و نتيجتا دربدر شده . اجمالا مصدع مىشود كه به هيچ‌وجه صلاح نمىداند جناب مستطاب عالى آنها را در خاك خودتان راه و پناه بدهيد و بگذاريد در آنجا مقيم باشند كه اسباب اغتشاش اين دو حكومت خواهند شد . بعضى اشكالات پيش خواهند آورد ، موجب زحمت تازه و توليد فتنه بىاندازه شده ، هردو به زحمت خواهيم افتاد . عجالة نظر على خان بايد در حبس بماند كه يك مملكت چندى آسوده و نفسى به راحت برآرند كه ملاحظه حال او به هيچ‌وجه صلاح نيست . فتنه خوابيده است . ايام عزت بكام . » چنان‌كه نوشته شد تير سررشته‌دار و جعفر قلى خان به هدف نرسيد و به اقبال الدوله جواب منفى داده شد . بعد از اين جريان مجددا طرفداران و دوستان نظر على خان نزد عين الدوله به شفاعت برخاستند و حتى بعضى از دوستان و مشاوران و وزيران عين الدوله را به وساطت نزد او برانگيختند و تلاش بىاندازه كردند ، مؤثر واقع نشد و حتى حاضر شدند كسرى ماليات را كه در حدود سه هزار تومان و مورد مطالبه شاهزاده بود ، بدهند . باز هم شاهزاده رضا نداد و اگر با ديدهء تحقيق بنگريم ، عين الدوله در اين پافشارى كاملا محق بوده زيرا او مىدانست نظر على خان به محض آزاد شدن از زندان عليه شاهزاده قيام كرده ، سر به طغيان و ياغيگرى خواهد برداشت و

--> ( 1 ) . جعفر قلى خان همان جعفر خان برادر نظر على خان مىباشد كه قبلا نوشتيم با اهل‌وعيال به اقبال الدوله پناهنده شد .